ورود به کانال تلگرام عضویت

آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان

دانلود رمان آغوش غریب با لینک مستقیم

Download Roman Aghoshe gharib PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان آغوش غریب

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

دانلود رمان عاشقانه، آغوش غریب با لینک مستقیم از سایت آیس رمان | مرجع دانلود رمان جدید

 

     نام رمان : آغوش غریب

نویسنده : فاطمه زهرا سعیدی

 موضوع : عاشقانه

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۵۷۵

 خلاصه داستان رمان :

  • در مورد دختریه که به دلیل انتقام اشتباه نقص عضو میشه و این نقص عضو زندگیشو دگرگون میکنه، اطرافیانش خیلی مواظبش هستن و بهش محبت میکنن اما اون این محبت ها رو ترحم میدونه و تصمیم میگیره زندگیشو عوض کنه و در این بین کسانی وارد زندگیش میشن که رمان آغوش غریب رو از آیس رمان دانلود کنید…

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

-دیبا…نه…!

پاهام روی دو پله جلوتر رفت و افتادم.

صدای قدمهای تندِ رامیلا که داشت میومد به سمتم رو شنیدم و بعد صدای نگرانِ خودش پیچید تو گوشم:

-این کارا چیه آخه؟چرا قهرمان بازی درمیاری خواهرِ من؟

همونطور که سرم پایین بود گفتم:

-بالاخره که باید یاد بگیرم!

دستش نشست رو مچِ پام و حرف رو عوض کرد:

-درد میکنه؟

دانلود رمان  جدید آغوش غریب

با اینکه می دونستم از قصد این سؤالو پرسید اما به روی خودم نیاوردم و گفتم:

-آره،یکمی!

با اون صدای مهربونش که خیلی دوست داشتم پرسید:

-می خوای ببرمت بیمارستان؟

-نه داداشی،فقط یکمی درد میکنه.

-مطمئن باشم؟

سرمو به معنیِ تأیید تکون دادم و بعد پرسیدم:

-راستی مامان کجاست؟

مکثی کرد و بعد گفت:

-با خاله رفته بیرون.

می دونستم برای چی هر روز با خاله میره بیرون اما بازم به روی خودم نیاوردم و گفتم:

-آهان.

به سختی از روی زمین بلند شدم و دوباره خواستم برگردم به اتاقم که رامیلا پرسید:

-می خوای کمکت کنم؟

سریع گفتم:

-نه نیازی نیست،خودم میتونم برم…

 

بازخورد و سوالات(یک دیدگاه)

  1. ل گفت:

    چرت ترین رمانی که تا الان خوندم همین آغوش غریب بود
    یه سری پراکنده گویی بی ربط، یه سری اسم اسم و مشخصات بی دلیل کنار هم ردیف شده مشوش گونه که هیچ ربط منطقی به هم ندارن
    ماجرای قتل پدر و مادر زیبا و اشنایی با دیبا که نوبرش بود!!!! مسابقات دو خارج از کشور باند و صحبتای پلیس
    واااااای جوک بود همش😆😂😂😂😂😂😂😂

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *