ورود به کانال تلگرام عضویت

آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان

دانلود رمان اجبار بی رحمانه با لینک مستقیم

Download Roman Ejbare Bi Rahmane – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان اجبار بی رحمانه

 

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

دانلود رمان اجباری بی رحمانه با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر

.:: دانلود رمان اجبار بی رحمانه ::.

 

 

   نام رمان : اجبار بی رحمانه

نویسنده : سانازپگاه

موضوع : عاشقانه

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۳۶۸

 خلاصه و قسمتی از رمان :

نفیسا دختر ناخواسته یک خانواده اصیله که وقتی ۶ سالش بوده پدر و مادرش اونو رها میکنن و
میرن استرالیا. تنها کسش عموشه که اونو توی خانواده دوسش داره و از بچگی بزرگش کرده. حالا
پدر بزرگش میخواد اونو به اجبار با پسر عموش آرتا به عقد هم در بیاره که تا یک سال براش یه
نوه بیارن تا نسلش ادامه پیدا کنه…

 

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

طبق معمول همیشه یه تیپمشکی زدم و دراومدم بیرون.امروز توی موسسه سه تا کلاس
دارم.سوار ماشین شدمو و راه افتادم.اهنگ لایتی از ضبط ماشین پخش میشد.یاد زمانی که با پدر
و مادرم میومدیم بیرون افتادم.چقدر این خاطرات برام دوره.۴۱سال پیش ترکم کردن و
رفتن.۴۱سال رو تنهایی کشیدم.۴۱سال همه چیز رو فروختن و رفتن استرالیا.چون من بچه
ناخواسته بودم منو تو زندگیشون به حساب نیاوردن و با تنها برادرم راهی استرالیا شدن.تنها۸
سالم بود که تنها حامی و پشتیبان من عموم شد عمویی که از جنس پدرم نیست و زن عمویی که
مهر مادری برام گذاشته همون کاری که مادرم برام نکرده. به موسسه که رسیدم ماشینمو پارک
کردم و وارد موسسه شدم.عموم یه کارخونه لوازم بهداشتی و ارایشی داره. در کنارش یه موسسه
زبان هم داره که گذاشته من توش تدریس کنم.وارد موسسه که شدم خانم رضایی گفت کلاسم تا
۳ دیقه دیگه شروع میشه. وارد کلاس شدمو شروع کردم به تدریس کردن.ساعت ۹شب بود که
کلاسام تموم شد. و منم فوراً رفتم خونه. صدای خنده زن عمو میومد که داشت با عمو حرف
میزد. با اومدنه من حرف زن عموقطع شد
-سلام ببخشید. نخواستم مزاحمتون بشم برای همین بی صدا اومدمسلام دختر گل من! چه بی سرو صدا اومدی عزیزم؟
عمو- این چه حرفیه عزیزم.برو لباساتو عوض کن که شام امادست…

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *