ورود به کانال تلگرام عضویت

آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان

دانلود رمان اسطوره با لینک مستقیم

Download Roman Ostooreh – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

رمان اسطوره

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

.: دانلود رمان اسطوره :.

 

   نام رمان : اسطوره

نویسنده : پگاه

موضوع : عاشقانه

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۳۷۵

 خلاصه داستان رمان:

دیدی که سخت نیست تنها بدون من
دیدی که صبح می شود شبها بدون من
این نبض زندگی  بی وقفه می زند
فرقی نمی کند با من بدون من
دیروز گرچه سخت امروز هم گذشت

طوری نمی شود فردا بدون من

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

قسمتی از رمان :

زیر باران… زیر شلاق های بی امان بهاره اش…
ایستادم و چشم دوختم به ماشین های رنگارنگ و سرنشین های از دنیا بی خبرشان…!
دستم را به جایی بند کردم که مبادا بیفتم و بیش از این خرد شوم…
بیش از این له شوم… بیش از این خراب شوم…!
صدای بوق ماشین ها مثل سوهان… یا نه مثل تیغ…! یا نه از آن بدتر… مثل یک شمیشیر زهرآلود…! روحم را خراش میدادند.
سرم را به همان جایی که دستم بند بود و نمی دانستم کجاست تکیه دادم…!
آب از فرق سرم راه می گرفت…

از تیغه بینی ام فرو می چکید و تا زیر چانه ام راهش را باز می کرد…!
از آن به بعدش را نمی دانم به کجا می رفت…!
همهمه اوج گرفت… دهانم گس شد… عدسی چشمانم سوخت…
گلویم آتش گرفت… خشکی گردنم بیشتر شد… اما سر چرخاندم و دیدم که ماشین سیاه ایستاد…
سیاه بود دیگر… نبود؟ خواستم تحمل کنم… خواستم به چشم ببینم بلکه باورم شود…
خواستم خاطره این ماشین سیاه تا ابد در ذهنم حک شود… اما نتوانستم…
درش که باز شد تاب نیاوردم کامل چرخیدم پشت سرم را به همان تکیه گاه کذایی چسباندم…
لرزش فکم را حس می کردم حالا یا از گریه و بغض و یا از خیسی لباسها و سرمای فروردین ماه…!
دستانم را بغل گرفتم و چشم بستم. چشم بستم…

بازخورد و سوالات(یک دیدگاه)

  1. اسى گفت:

    عالى تر از عالى

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *