ورود به کانال تلگرام عضویت

آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان

دانلود رمان جایی که قلب آنجاست با لینک مستقیم

Download Roman Jaei Ke Ghalb Anjast – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان جایی که قلب آنجاست

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

.:: دانلود رمان جایی که قلب آنجاست ::.

 

   نام رمان : جایی که قلب آنجاست

نویسنده : تهمینه کریمی

موضوع : عاشقانه

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۶۲۱

 خلاصه داستان رمان :

فکرمی کنم سووومین نفری بودم که بعد از کنترل بلیت قدم به داخل هواپیما گذاشتم هوای داخل هواپیما بر خالف هوای بیرون که سوز سردی داشت گرم
و مطبوع بود خانم جوانی که بلیتم را کنترل می کرد برویم لبخ ند زد من هم سعی کردم همان کار را تکرار کنم اما نمی دانم موفق به انجام این کار شدم یا
نه.هنوز مژه هایم از خی سی ا شک به هم چ سبیده بود و بر خالف میلم مجبور بودم دماغم را پ شت سر هم باال بک شم از اینکهمهماندار صندلی ام را ن شانم داد بینهایت خوشحال شدم و بدون لحظه ای درنگ به همان سمت رفتم کوله پ شتی ام را به روی صندلی گذا شتم و بار دیگربه

سمت مهماندار برگ شتم با دیدنم دوباره لبخند زد لبخندش زیبا بود درسووت م ل چشوومان مشووکی رنگدرشتش…

 

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

وقتی مقابلش ایستادم او با خوشرویی لبخندش را تکرار کرد و گفت:
?Can I help you
Yes.Excuseme where is the Women`s :وگفتم دادم تکان سرمرا
?room
او سرش را تکان داد ودر حالیکه با اشاره دست من را راهنمایی می کرد جواب
.Keep Straight On:داد
از او ت شکر کردم وبا عجله خودم را به د ست شویی هواپیمار ساندم مقابل آینه
w
نگاهی به چهره رنگ پریده خودم انداختم هنگام خداحافظی با کاترین آنقدر

گریه کرده بودم که چشمانم کاسه خون شده بود و می سوخت لب های خشک
و تب دارم را با زبان خیس کردم و دستی به موهایم کشیدم شینیون ساده موهایم
که به زحمت کاترین شووکل گرفته بود در حال باز شوودن بود موهای طالیی
رنگم به قدری لیزول*خ*ت بودند که به سووختی می توانسووتم آنها را بسووته و
مرتب باالی سرم نگه دارم انجام این کار در نظر من معادل با سخت ترین کار
دنیا بود همی شه این کاترین بود که با محبتی صادقانه و صبروحو صله ای تمام
نشدنی زحمت بستن ومرتب کردن گیسوان بازیگوش من را به عهده می گرفت
و همیشه با این جمله کارش را تمام می کرد:آه عزیزم تو چقدر خوشگلی.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *