ورود به کانال تلگرام عضویت

آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان

دانلود رمان در ازای مرگ پدرم با لینک مستقیم

Download Roman Dar Ezaie Marge Pedaram – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان در ازای مرگ پدرم

 

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

.:: دانلود رمان در ازای مرگ پدرم ::.

 

 

   نام رمان : در ازای مرگ پدرم

نویسنده : نازنین آقاییفاطمه زایری

موضوع : کل کلی / طنز / عاشقانه

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۱۱۳۱

 خلاصه و قسمتی از رمان :

یه پشتیبان ….یه تکیه گاه ….یه مامن امن ……از دست میره…از دستای دختری میره که سهمش از خانواده فقط یه پدر بود ….پدری که براش پدر بود،مادر بود وقوم و خویش…وبه نوعی تمام دنیاش!
بعد از مرگ پدرش زندگیش دستخوش تغییراتی میشه….یه پدر جدید وارد زندگیش میشه ….پدری که اومده تا جبران کنه…..تا ادای دین کنه….این پدر اون رو وارد زندگی جدیدی میکنه دختر چادری ما با اعتقادات مذهبیش تو این زندگی جدید،دل از مردی میبره که به اندازه ی ستاره های هفت آسمون خدا دوست دختر داره …دل از مردی میبره که عمق گناهاش بیشتر از عمق خلیج فارسه ..تو این رمان شاهد عاشق شدن یه مرد ناپاک میشیم که اسمش پاکانه و دختری که نشانه پاکی میشه برای این مرد ناپاک …دختری که اسمش آیه ست…پایان خوش
جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

سرخورد و روی سرامیک اشپزخونه افتادهمه به سمتم نگاه کردن شرمگین گفتم:ببخشیدازدستم سرخورد…نمیدونستم اون بشقاب چندمین ظرفی بودکه تواین یک ماه موندنم توخونه خانواده فرنوش شکسته بودم…ازوقتی که اطرافیانمو شناختم و واژه زندگی رولمس کردم ازتمام خصلت هاوخصوصیاتم راضی بودم وهیچ گله ای نداشتم جز بی دست وپابودنم …خصلتی که همیشه بابتش مسخره ام کردن وهمینطورسرزنش …بعدازمعذرت خواهی بابت خرابکاریم واتمام شست وشوی ظرف هاسریع مقنعه وچادرمشکیم روپوشیدم وازخونه زدم بیرون باید قبل ازهرچیزی کارپیدامیکردم یک ماه خوردن وخوابیدن تنبلم کرده بود باید دیگه یه دستی به سرو وضع زندگی آشفتم میکشیدم …اونقدربه شماره های مختلف اگهی های توروزنامه زنگ زده بودم که کلافه رونیمکت پارک ولوشده بودم بازهم جای شکرش باقی بودپارک خلوت بودوآبروم درامان بود…داشت اشکم درمیومداشکی که همیشه دنبال یه بهانه کوچیک بودتا ابرازوجودکنه یدفعه حرف همیشه باباروبخاطراوردم(توکلت به خداباشه خدابزرگترازاونیه که من وتوفکرمیکنیم)همین یادآوری جمله باباکافی بودبرای قوی شدنم …

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *