آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان ایرانی,آیس رمان,

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ با لینک مستقیم

Download Roman safar be jazire marg – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان سفر به جزیزه مرگ

 

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

.:: دانلود رمان سفر به جزیره مرگ ::.

 

 

   نام رمان : سفر به جزیره مرگ

نویسنده : معصومه نجاتی

موضوع : عاشقانه / اجتماعی

 فرمت : پی دی اف

 تعداد صفحات : ۵۸

 خلاصه و قسمتی از رمان :

کشتی تفریحی در میان آب های اقیانوس اطلس،قلب دریا را می شکافت و به مقصد جنوب اسپانیا در حرکت بود. در نیمه شبی آرام ،طوفانی

به پا خواست و زنی مرموز ،محبوس در چنگال اهریمن بر عرشه کشتی ظاهر شد ،همه در بهت و حیرت به زیبایی ستودنی زن خیره شده بودند و

ترس به سرتاسر وجودشان رخنه کرده بود،صدای زیبا اما وحشت برانگیز زن به گوش تمامی ساکنان کشتی رسید که به آن ها هشدار می داد:

برگردید …دور شوید…خطر…مرگ…

 

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

کشتی تفریحی ، در میان اقیانوس اطلس ،قلب دریا را می شکافت و به مقصد جنوب اسپانیا در حرکت بود . کشتی شامل ۲۵۰مسافر، ۵۰خدمه

،ناخدا و ۵دستیار زبردست در امور دریانوردی بود.
بعد ازظهر دل چسبی بود ،عده ای در حال شنا کردن در استخرهای تعبیه شده بر سکوی کشتی مجلل بودند و هر کسی به طریقی از هوای

خنک آخرین ماه های زمستان که سرزندگی بهار را درآغوش می کشید بهره می جستند.
۵آشپز درمطبخ کشتی ، درحال تدارک شام مسافران بودند و اغلب ماهی نمک سود شده و خرچنگ های مرغوب صید شده از بهترین دریاها را

طبخ می کردند، بوی خوش غذاهای دریایی دل های مسافران را مالش می داد و همگی را به خوردن شامی بی نظیر در میان اقیانوس اطلس

ترغیب می نمود.
زنان و مردان بسیار شیک پوش و خوش چهره ای بر عرشه کشتی در حال معاشرت با یکدیگر بودند ،همگی از طبقه مرفه جامعه انسانی بودند.
کلنل جان مایکل با سبیل های از بناگوش در رفته ، از خاطرات جنگ های سلحشورانه اش ،با آب و تاب فراوان ، شجاعتش را برای بانوان انگلیسی

ترسیم می کرد و آن ها نیز تمام حواس خویش را متوجه کلنل جان مایکل که جوانی باابهت و جذاب بود ، کرده بودند.
هوا رو به تاریکی می رفت

 

 

  • پیشنهاد میکنیم از این رمان ها هم دیدن کنید ::.

 

 

 

 

برچسب ها:++

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *