آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان ایرانی,آیس رمان,

دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه با لینک مستقیم

Download Roman eshgh Az nooe Mamnooeh – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه

 

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

.:: دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه ::.

دانلود رمان عاشقانه و اجتماعی، عشق از نوع ممنوعه با لینک مستقیم از سایت آیس رمان

 

 

   نام رمان : عشق از نوع ممنوعه

نویسنده : فاطمه رنجبر

موضوع : عاشقانه / اجتماعی

 فرمت : پی دی اف

 تعداد صفحات : ۳۰۰

 خلاصه و قسمتی از رمان :

رمانی با عاشقانه‌های ناب عشق از نوع ممنوعه همونطور که از اسمش پیداست در مورد دختریه که عاشق میشه،ولی این عشق از اولش نشدنی بود تا اینکه یه اتفاق‌هایی میفته و…

 

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

 

برای عاشق شدن یک قلب کافیه.نه قلبی که مهمان خونه باشه، تا آدم‌ها چند روزی بمونن بعد قصد رفتن کنن،قلبی از جنس مهربونی،لطافت،عشق،قلبی از جنس دخترک قصه ما………
قلب مثل آینه ست، وقتی بشکنه هزار تکه میشه، حتی اگه بهم بچسبونی درست شدنی،نیست….

بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه:قصه‌ی دختری که تو یه خانواده چهارنفره زندگی می کنه، دو خواهرن که کاملاً متفاوتن اتفاق‌هایی تو زندگیه خواهر بزرگ‌تر میفته که خودشم غافلگیر می کنه براش قابل‌هضم نیست اتفاقی که باعث میشه حتی از خانواده‌ای که عاشقشونه هم دست بکشه…..
مقدمه:
برای عاشق شدن یک قلب کافی ست.نه قلبی که مهمانخانه باشد تا آدم‌ها چند روزی بمانند بعد قصد رفتن کنند،قلبی از جنس مهربانی،لطافت،عشق،قلبی از جنس دخترک قصه ما…..
قلب مانند آینه است وقتی بشکند هزار تکه می‌شود، حتی اگر بهم بچسبانی درست شدنی نیست…..
(به نام خدا)
پارت?
چشم هام رو بستم همیشه با نوازش دستی که رو موهام کشیده می‌شد آرامش تو کل وجودم می‌نشست، پریچهر دستش و رو موهام کشید، منم شروع کردم براش درد و دل کردن.
_دلم از همه گرفته پریچهر جون، چیکار کردم که باید این‌جوری گرفتار یه عشق ممنوعه می‌شدم؟ کجای زندگیمو بد کردم؟کجاشو اشتباه رفتم؟ که تاوانش و انقدر سخت باید پس بدم، به کی بد کردم که این‌طوری نفرینم کرد!
سرم و بلند کردم تو چشم هاش خیره‌ شدم،پیرزنی که خودش بازیچه دست روزگار بود،درد خودش کم نبود ولی سنگ صبور و محرم راز دلم شده بود.

 

 

  • پیشنهاد میکنیم از این رمان ها هم دیدن کنید ::.

 

 

 

 

برچسب ها:++

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *