ورود به کانال تلگرام عضویت

آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان

دانلود رمان قصه عشق با لینک مستقیم

Download Roman Ghasaye Eshgh – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان قصه عشق

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

.:: دانلود رمان قصه عشق ::.

 

   نام رمان : قصه عشق

نویسنده :زهرا فاطمی

موضوع : عاشقانه / تراژدی

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۵۱۱

 خلاصه داستان رمان :

تا قبل از اینکه پوریا بخواد حرکتی بکنه چنان ضربه ای به پژمان زدم که پرت شد وسط،سالن…
-رضا جون خاطره ولش کن ..
خاطره محکم گرفته بودتم. که نرم پسره رو با خاک یکسان کنم…. پسره از سرجاش بلند شد اومد سمتم
-ولش کنین ببینم مثلا میخواد چه غلطی بکنه…؟
-پژمان بسه… همونقدر که رضا خواهرشو دوس داره منم زنمو دوس دارم کاری نکن شر بشه؟
-پوریا من چیکار به زن تو دارم؟ حرفم با این مردیکه عوضیه…؟
-این مردیکه ی عوضی که میگین داداش خاطره جون عروسمونه…
با این حرف پونه پژمان دهنش از حیرت. باز شد… اصلا نمیدونست. چی بگه…. پونه دستشو جلوش تکون داد…

 

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

-الو؟
پسره به خودش اومد رفت سمت خاطره….
_ باور کنین من شرمنده ام خیلی عذر میخوام قصد جسارت نداشتم من اصلا ایشونو نمیشناختم…. فک کنم در مورد نقاشی هم اشتباه گرفتم حتما کار یکی دیگه اس..
چند دفعه ی دیگه عذر خواهی کرد دید هیچ کس تحویلش نمیگیره. رفت…. بعد از رفتنش چند لحظه سکوت. بعد ی دفعه همه باهم زدیم زیر خنده….
-رضا دستت طلا خوب زدیش بد رو اعصابم بود…
پوریا بود….
– ذوق نکن من به خاطر آبجیم آدمم میکشم. این که چیزی نیس!!!
-رضا این چه حرفیه خجالت بکش؟!
-دروغ که نمیگم آدم میکشم نمونش هم همین نقاشی امشب مورد پسند واقع بود انشالله…
خاطره خندید…
-خدا بگم چیکارت کنه رضا… حدس زدم کار توهه…
پوریا بود…
-مگه بلدی حدس. بزنی…؟
-رضا باز شروع کردی

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *