آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان ایرانی,آیس رمان,

دانلود رمان گرمتر بتاب با لینک مستقیم

Download Roman Garmtar Betab – PDF

 

رمان گرمتر بتاب

 

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

 

.: دانلود رمان گرمتر بتاب :.

دانلود رمان عاشقانه و اجتماعی، گرمتر بتاب با لینک مستقیم از سایت آیس رمان

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

 

   نام رمان : گرمتر بتاب

نویسنده : Helma.m

 موضوع :  عاشقانه / اجتماعی

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۴۸۵

 خلاصه داستان رمان :

گرمتر بتاب لذت دنیا…داشتن کسی ست که دوست داشتن را بلد است.به همین سادگی این روزها گفتن دوستت دارم! انقدر ساده است که میشود انرا از هر رهگذری شنید!اما فهمش…یکی از سخت ترین کارهای دنیاست سخت است اما زیبا!زیباست برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی تا بفهمی و بفهمانی

قسمتی از رمان :

هر دوره گردی لیلی نیست…هر رهگذری مجنون…و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد

!تا بفهمی و بفهمانی… اگر کسی امد و هم نشینت شد در چشمانش باید رد اسمان رد

خدا باشد و باید برایش از من گذشت تا به ما رسید…

مامان گلاب لنگ لنگان خودش رو به دم در اطاق می رسونه و کیسه فریزری که تو دستشه

رو به طرفم می گیره:خورشید جان ،مادر بیا این رو یادت  رفت.

الهی قربونت برم چرا با این وضع پاهات اومدی ،

صدا می کردی میومدم ازت می گرفتم.دانلود رمان گرمتر بتاب

لقمه رو تو کوله پشتی ام می گذارم :خداحافظ مامان گلاب.

-:خداپشت و پناهت باشه.

از حیاط خارج می شم ،صدای بوق ماشین میاد ،سر کوچه رو نگاه می کنم ،

پروین برام دست تکون می ده:بدو دختر معطلم کردی.

به ماشین می رسم و سریع سوار می شم :سلام،ببخشید مامان گلاب دیگه.

امیر برادر پروین می گه :اشکالی نداره،پیش میاد.

رمان گرمتر بتاب

پروین شاکی می شه:چی چی اشکال نداره ،اگر من نصف خورشید معطل می کردم،که تو رفته بودی.

عاشق پروین و خونواده اش ام ،داستان اشنایی من و پروین برمی گرده به سالی که وارد

دانشگاه شدم،یعنی درست سه سال پیش،اون روز باید کل شهریه

ام رو واریز می کردم تا بتونم انتخاب  رشته کنم ولی قیم ام حاج اقا سلیمی هنوز پول رو واریز نکرده بود

ناراحت یه گوشه نشسته بودم و زمان ثبت نام و

کار اداری داشت تموم می شد،پروین کنارم نشسته بود تاامیراز مدارکش کپی بگیره

و بیاره،با مهربونی پرسید :رشته ات چیه؟

کامپیوتر

چه خوب من هم کامپیوتر قبول شدم.ثبت نامت تموم شده.

نه هنوز. دانلود رمان گرمتر بتاب

برچسب ها:++++

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *