ورود به کانال تلگرام عضویت

آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان

دانلود رمان یابنده الماس با لینک مستقیم

Download Roman Yabande Almas – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

رمان یابنده الماس

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—

.: دانلود رمان یابنده الماس :.

 

 

   نام رمان : یابنده الماس

نویسنده : Zahra bagheri

موضوع : تخیلی / فانتزی / عاشقانه

 فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۲۷۷

 خلاصه داستان رمان :

داستان پسری به نام باگراد که از دهکده و مردمش دل کنده و قصد دارد آنجا را برای مدتی طولانی ترک کند و علی‌رغم مشکلات بسیار در نهایت موفق می‌شود رویایش را محقق کند. اما این فقط آغاز راه اوست؛ زیرا در سفر هیجان‌انگیزش به مشکلاتی برخورده و پس از آن نیز به جواهری ناب دست می‌یابد که پس از مدت کوتاهی دربیابد که موجودات مخوفی نیز در پی یافتن آن هستند و از آنجاست که مسافرت آرام و بی‌دغدغه‌ای که در ابتدای راه داشت، تبدیل به کابوسی هولناک شده و باگراد در طی راه مجبور می‌شود خود را از چشم دشمنان پنهان کرده و برای رساندن جواهر به مکانی امن،پا به راه طولانی‌تر و خطرناک‌تری بگذارد که…

 

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

قسمتی از رمان :

همه داستان‌ها از جایی آغاز می‌شوند. از یک قهرمان، منجی، اسطوره و به‌عبارتی دیگر، انسانی

که در شجاعت و قدرتمندی لنگه ندارد و مثل همیشه آن مرد و یا زن قهرمان باید سایه تاریکی را

از سر مردمان عادی و ضعیف کم کند و همیشه‌وهمیشه در غالب یک فرد غیرعادی و خارق‌العاده

ایفای نقش کند؛ اما شاید همیشه هم این‌طور نباشد! شاید لازم نباشد یک قهرمان تا ابد، نقش یک قهرمان را بازی کند.

باگراد پسری بیست‌وچندساله با پوستی سفید و چهره‌‌ای مردانه بود. او درشت‌اندام و دارای هیکلی

ورزیده بود که به‌قولی دختران دهکده برایش غش‌وضعف می‌کردند. اگرچه خودش با پوست سفید و

شفافش مشکل داشته و ترجیح می‌داد مانند قهرمان داستان‌ِ تنها کتابی که در خانه داشت و به‌طور

قاچاقی از دهکده‌‌ای دیگر آن را خریداری کرده بود، پوستی تیره و زخمت داشته و چشم‌هایش به‌جای

آبی روشن، سیاه و بی‌روح باشند؛ این‌طوری چهره‌‌اش کمی ترسناک‌تر به‌نظر می‌آمد و کسی جرئت

نفس کشیدن در برابر او را نداشت. به‌نظر سرگرمی جالبی می‌آمد؛ اما برخلاف آنچه باگراد می‌پنداشت،

برای دیگران که عده‌‌ای از دختران دم بخت بودند،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *