آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png

دانلود رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان ایرانی,آیس رمان,

مطالبی که برچسب آیس رمان را دارند .

جدید ترین مطالب منتشر شده

دانلود رمان رز سرخ pdf

Download Roman roz sorkh – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان رز سرخ

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—


نام رمان : رز سرخ

نویسنده : عارفه حمزه

موضوع : عاشقانه / اجتماعی

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۱۳۱

خلاصه داستان رمان :

داستان درمورد دختر پولداری هست که عاشق یه پسر فقیر میشه…اتفاق هایی میوفته که این دو نفر جایگاهشون عوض میشه و پسر پولدار و دختر فقیر میشه…

(بیشتر…)

0 نظر

دانلود رمان ماهی بالینک مستقیم

Download Roman Mahi – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان ماهی

دانلود رمان ماهی

——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–—


نام رمان : ماهی

نویسنده : gandom

موضوع : عاشقانه / اجتماعی

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۷۲

خلاصه داستان رمان :

داستان دختر لالی است که با توجه به شرایطش و مشکلاتی که در زندگی دارد سعی می‌کند مانند آدم‌های عادی زندگی کند و عاشق شود

چای خوش‌رنگی برای خودم ریختم و کنار سفره نشستم.
– صبح بخیر خانم خانما.
لبخندی به بابا زدم و با حرکات اشاره تشکر کردم
مثل تمام این ۲۰ سال، مامان بعد آماده کردن صبحانه به مدرسه رفته بود و بابا هم با عجله چای داغش رو هورتی کشید و با خداحافظی کوتاهی رفت. و…

(بیشتر…)

0 نظر

دانلود رمان تلنگر با لینک مستقیم

Download Roman Talangor – PDF

دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

دانلود رمان تلنگر

دانلود رمان تلنگر

ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان


نام رمان : تلنگر

نویسنده : شیوا بادی

موضوع :عاشقانه / اجتماعی

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۶۰۱

خلاصه داستان رمان :

این رمان در ژانر عاشقانه و اجتماعی نوشته شده به نویسندگی شیوا بادی …

شاید این تلنگر واجب بود.. شاید باید بیشتر اطرافمو میدیدم.. با چشم باز….

شایدم این اتفاق به خاطر شروع بدمون بود..شروعی که با دادگاه و بیمارستان و دعوا شروع شد..بد شروع کردیم.. کاش خوب تمومش کنیم.
دلواپسم.. به خاطر مردی که روزی آینده امو تباه کرد.. شایدم خودم مقصر بودم .. غرور زیاد و لج بازی بیش از حد…
شایدم تقدیرم این بوده و من زیادی منفی بین هستم..اگر با لجبازی روزمونو شب نمیکردیم ، این آینده ی سیاه تقدیرم نبود..کاش خدا یه فرصت دیگه بهم بده.. فقط یه فرصت…پایان خوش

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. (بیشتر…)

0 نظر